الشيخ محمد علي الگرامي القمي

103

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)

همين است ، حسن مثلًا حقيقة انسان است . نه اين كه مجازاً انسان باشد . برخى از دانشمندان ، « اگزيستانسيال » را زندگى انسان ترجمه كرده‌اند و نه وجود انسان . بنابراين مكتب مزبور بايد يكى از انوع مكتب اصالت زندگى ، كه مكتب افرادى چون « هانرى برگسون » و « ويليام جمز » و « جان ديوئى » مىباشد ، شمرده شود . اگزيستانسياليسم از اين نظر احياناً به اصالت زندگى تفسير شده است كه در بيانات رهبران اگزيستانسياليسم اين نكته مورد تأكيد قرار مىگيرد كه انسان در صحنه‌ى عمل و زندگى ، خود را مىسازد ، و به اصطلاح ، به خود ماهيت مىدهد ، ولى مكتب اصالت زندگى ويژگىهاى خاصى دارد كه به‌طور كامل بر كلمات سارتر و منقولات هايدگر تطبيق نمىكند . پيش از اين بدين نكته به‌طور فشرده اشاره كرديم . هستى ، حقيقتى است مشكك حقايقى كه مراتبى گوناگون دارند ، مشكك ناميده مىشوند ، در مقابل متواطى . ( مفاهيمى كه در صدق و تطبيق بر مصاديق تفاوت و اختلاف درجه ندارند . متواطى ناميده مىشوند كه از تواطؤ به معناى توافق است ) . هستى از حقايق مشكك است . توضيح مطلب اين كه ما در وجودهاى خارجى دو جور كثرت مشاهده مىكنيم : 1 - كثرت‌هاى ماهوى ، مثل اين كه يك وجود ، انسان است و وجودى ديگر شير است و سومى شتر است و . . . 2 - كثرت‌هاى وجودى ، مثل اين كه يكى در زمان قبل بوده و ديگرى در زمان بعد ، يك وجود علت است و ديگرى معلول و . . . اين گونه خصوصيات كه مربوط به نحوهء وجودى اشياء هستند و حكايت از